تبلیغات
مقاله ی آزاد
دسته بندی : اعضای بدن ,
موی انسان، با بزرگنمایی ۲۰۰ بار.

مو یا موی جزئی روینده از روپوست در پستانداران است.

داشتن مو از ویژگی‌های پستانداران است هرچند برخی گونه‌ها در دوره‌هایی از زندگی‌شان بی‌مو هستند.


مو یا موی جزئی روینده از روپوست در پستانداران است.

داشتن مو از ویژگی‌های پستانداران است هرچند برخی گونه‌ها در دوره‌هایی از زندگی‌شان بی‌مو هستند.

 

کارکردها [ویرایش]

موهای آندروژنیک در بدن مرد و زن.

مو چند کارکرد دارد. عایق‌بندی گرمایی در برابر سرما و در برخی گونه‌ها در برابر گرما از کارکردهای آن است. در انسان به‌خاطر روند تکامل، موی بدن کم‌پُشت شده و کارکرد عایق‌بندی خود را از دست داده. موی سر هنوز این کارکرد را به همراه کارکرد زیباشناختی خود دارد. سیخ شدن موهای بدن بازمانده‌ای است از دورانی که انسان پُرمو برای افزایش عایق‌بندی موها را به سوی هم می‌کشید.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نوع بشر، ۳٫۳ میلیون سال پیش موهایی که بیشتر بدن را می‌پوشاندند از دست داد.[۱]

موی سر

کل مساحت پوست سر تقریباً ۵۰۰ سانتیمتر مربع می‌باشد، که دارای حدود ۲۰۰ تار مو در سانتی متر است. ولی واحد شمارش موی سر گرافت است نه تار مو. هر گرافت از چند تار مو تشکیل شده که از ریشه به هم ارتباط دارند[۲].

اصطلاحات در زبان

موی جانداران غیر انسان، پشم یا خز نیز نامیده می‌شود. به هر دانه از موها یک تار مو گفته می‌شود. به مجموعه یا دسته‌ای از موی سر، زُلف، گیس و گیسو هم می‌گویند. به سر بی‌مو تاس یا کَچَل و به شخص بسیار پرمو در زبان عامی "پشمالو" هم گفته می‌شود.

به افرادی که موهای سرشان به مقدار زیادی ریخته‌باشد کَچَل گفته می‌شود و اگر موهای سر به طور کامل ریخته باشد آن فرد را تاس (و در زبان عوام کلاچه) می‌گویند.[۳]

در افغانستان به کسی که موهایش در پیری هنوز چندان سفید نشده‌است سیاه‌زاغ گفته می‌شود.[۴]

مدل‌های اصلاح مو [ویرایش]

  • موی بافته
  • موی دم اسبی
  • مدل موی آناناسی
  • مدل موی افشان
  • فر زدن مو

مفاهیم

موی انسان

موی بدن انسان

اصطلاحات در زبان
دسته‌های مو

مو | موی زیبا: زُِلف | زلفان | دسته‌‌ای از موی سر: گیس | گیسو | گیسوان | دستهٔ مو در جلو: کاکُل | موی آویخته: طُرّه | دستهٔ بلند: کمند

مقدار مو

بی‌مو | کچل | تاس | کم‌مو | کوسه (بی‌ریش) | پرمو | پشمالود 

زبانزدها

سفید کردن مو در آسیاب | به مویی بند بودن | سیخ شدن مو بر تن | مو لای درز چیزی نرفتن | موی دماغ شدن | مو را از ماست کشیدن | مو درآوردن زبان | یک مو از خرس کندن | مو نزدن دو چیز | کم شدن یک تار مو از سر کسی | آتش زدن موی کسی

کالبدشناسی
اجزاء

پیاز | ریشه | جوانه | سیاه‌یاخته | ماتریکس | پوسته | فولیکول | بشره | لایه هاکسلی | لایه هنله | لایه آبگین | مغز | غده چربی‌دار | ماهیچه راست‌کننده | رنگ‌دانه | کراتین 

نام در بدن

موی سر: گیس | موی پایین پیشانی: ابرو | موی پلک: مژه | موی صورت: ریش | موی بناگوش: پاگوشی | موی لب بالا: سبیل | موی بینی: مو | موی سینه: مو/پشم | موی اندام تناسلی: زهار/پشم 

مراحل رشد

آناژن (فاز فعال) | کاتاژن (فاز تحلیل‌رونده) | تلوژن (فاز استراحت)

بیماری‌ها

مو خوره | گَری | کچلی | شوره سر | طاسی سکه‌ای | ریزش آندروژنیک مو | پرمویی

اصلاح و زیبایی
حالت

فِرفِری، مُجَعَّد، تاب‌دار، ‌موج‌دار، صاف، لَخت، ژولیده، افشان، پریشان، سیخ، ژل‌زده، پف‌کرده، مارپیچ، بافته

رنگ

رنگ‌ها: مشکی | قهوه‌ای سیر | قهوه‌ای تیره | قهوه‌ای | قهوه‌ای متوسط | قهوه‌ای روشن | شرابی | ارغوانی | بلوند تیره | بلوند روشن | بلوند خیلی روشن | بلوند پلاتینه | مفاهیم: های‌لایت | دکلره | مِش 

وسایل مربوط

اسپری مو | برس | بیگودی | تل | تیغ | چادر | حوله | خودتراش | دستمال سر | رنگ مو | روسری | ریش‌تراش | ژل | سشوار | سنجاق سر | شامپو | شانه | فرچه | قیچی | کش مو | کلاه | گُل سر | گلاه‌گیس | ماشین سرتراشی | مقنعه | موچین | موم سرد | نرم‌کننده مو | واجبی | هدبند 

مدل‌ها

موی دم اسبی | موی آناناسی | ریش بزی | ریش ستاری | سبیل تابیده | سبیل قیطانی | اصطلاحات مدل‌دادن: پیچیدن و لوله کردن- پیچیدن فرانسوی- شانه مخصوص- نیم پیچ فرانسوی- حلقه مو- پیچ پشت- مدل برگردان سریع- پیچ ویکتوریایی- شینیون بافته- گیبسون- گوجه- استفاده از چوب مخصوص- گوجه بافته- لوله کردن- بافته حلقه شده- گوجه با موهای لوله شده- لوله برگردان- حلقه دور دم اسبی- پیچ بالای سر- دم اسبی پیچیده- بافت فرانسوی اصلی- بافت فرانسوی- بافت فرانسوی درون به بیرون- گوجه فرانسوی- بافت فرانسوی تو رفته- بافت چین‌دار- بافت فرانسوی بالا به پایین- بافت جناغی اصلی- بافت جناغی اصلی فرانسوی- بافت جناغی فرانسوی- کمند- کمند فرانسوی

مکان‌ها

آرایشگاه | پیرایشگاه | سلمانی | سالن آرایش | اتاق گریم 

جستارهای وابسته دستگاه پوششی بدن | پر | کُرک | پُرز | تیغ جوجه‌تیغی | بند انداختن | اپیلاسیون | کاشت مو


پانویس

  1. Wade, N. (2007). In Lice, Clues to Human Origin and Attire. New York Times, 156(53877), A17-A17.
  2. سایت اطلاع‌رسانی دکتر علی وفایی
  3. واژهٔ کلاچه در تهران در این شعر کودکانه "کچل کچل کَلاچه / روغن کله‌پاچه" دیده می‌شود. در کرمان این واژه در معنی سر کاملاً بی‌مو کاربرد دارد و کِلاچه تلفظ می‌شود: نگا.: فرهنگ گویش کرمانی. مولف: محمود صرافی. مقدمه: محمد باستانی پاریزی، تهران.
  4. اکبری شالچی، امیرحسین، فرهنگ گویشی خراسان بزرگ، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۰.

منابع

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «(Haar (zoogdier»، ویکی‌پدیای هلندی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۵ نوامبر ۲۰۰۷).



برچسب ها : مو , زلف , مودل مو , فر , وز , نرم , لخت , ژولیده ,